برابر‌های واژه ناقص الخلقه به پارسی

جستن واژه‌ای دیگر

ناقص الخلقه

برابر‌های پارسی

بی اندام، بیمار، ناتوان، کمبود اندام

واژه «ناقص الخلقه» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «بی اندام، بیمار، ناتوان، کمبود اندام» می‌باشد.

به جای «ناقص الخلقه» بگوییم «بی اندام، بیمار، ناتوان، کمبود اندام»

برابرها به پارسیگ (پهلوی)
بیمار
hiyandak | xindak | vaštak
ناتوان
anafzār | anātuk | anātāv | apātiyāvand | apatuvak | armēšt | atawān | atawānīk | atuwān | atuwāngar | atuwānīk | niruzd | nizār | kam zōr
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
بی اندام
беандом
بیمار
бемор
ناتوان
нотавон

برابرها در شاهنامه

بیمار

نبینی بدان شهر بیمار کس

شده زار و بیمار و بی‌هوش و توش

از اندوه او سست و بیمار شد

چو بهمن چنان دید بیمار شد

شود کار بیمار و درویش سست

ناتوان

همی گفت کین بنده ناتوان

ز چیزی که افتد بران ناتوان

توانایی و ناتوان آفرید

به دل سفله باشد به تن ناتوان

ز دیدار او شاد شد ناتوان

نیاز به نگارهٔ این واژه برای هم‌رسانی دارید؟

با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید

دروازهٔ پاسبان

ابزارها و بخش‌های پاسبان

تارنماهای پارسی
برنامهٔ پاسبان را بارگیری کنید